تبليغاتX
گروه آموزشي فلسفه ومنطق شهرستان پاوه
 
گروه آموزشي فلسفه ومنطق شهرستان پاوه
 
 
نقدوبررسی کتب درسی وتبادل نظر بین همکاران آموزشی
 

با عرض سلام به كليه‌ي دوستان و همكاران و همدلان و همفكران اين وبلاگ

اين وبلاگ در نظر دارد با طرح موضوعات فكري و فلسفي بستري را جهت تضارب آراء و افكار فراهم كند و پذيراي نقطه نظرات دوستان مي باشد. لذا از كليه‌ي صاحب‌نظران، همكاران و دانش‌آموزان دعوت به همكاري به عمل مي‌آيد كه آثار و مقالات خود را در زمينه‌ي موضوعات فلسفي و فرآيند آموزش فلسفه و منطق به آدرس اييميل گروه آموزشي فلسفه و منطق شهرستان پاوه ارسال فرماييد.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 9:5  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

پیام تبریک

 

دوست وهمکار گرامی جناب آقای سید هدایت

 

 سجادی پذیرفته شدن جنابعالی در آزمون دکتری

 

 فلسفه علم و تکنولوژی پژوهشگاه علوم انسانی و

 

 مطالعات فرهنگی تهران را به شما،جامعه فرهنگیان

 

 شهرستان پاوه و نیز به همه فرهنگ دوستان دیار

 

 خوبان، هورامان و کردستان تبریک می گویم.

 

                                      عرفان زمردی

 

                                            اسفند 1386

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 21:29  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

مجموعه سوالات فلسفه پيش‌دانشگاهی

(۱)

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 12:11  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

حكمت يونانيان، حكمت ايمانيان

دكترعبدالكريم سروش

اشاره: دكتر عبدالكريم سروش در سخنراني اخير خود  در دانشگاه اميركبير باعنوان "حكمت يونانيان، حكمت ايمانيان" به نكات درخور توجه و مهمي اشاره داشتند. به نظر مي‌رسد ايشان با الهام از اشعار شيخ بهايي و انديشه‌هاي مولانا سعي نموده‌اند به نظريه‌پردازي براي تبيين روشنفكري ديني بپردازند. از اين‌رو گزيده‌اي از سخنان ايشان ـ با ويرايشي بسيار مختصرـ از نظر خوانندگان مي‌گذرد.

  من اين تعبير را [حكمت يونانيان، حكمت ايمانيان] از يكي از شعرهاي شيخ‌بهاء‌الدين عاملي كه در قرن يازدهم در ايران مي‌زيست گرفته و عنوان سخن كرده‌ام تا در اطراف آن براي شما نكاتي را كه مبتلابه وضع فكري امروز ما هست بگويم.

   شيخ‌بهاء‌الدين عاملي فرد بسيار مشهوري است و به دليل ذوفنون بودن در ميان ما ايرانيان شهرتي افسانه‌اي يافته است. پاره‌اي از كارها، صنعت‌ها و مهندسي‌هاي غريب و شگفت‌انگيز را در اصفهان به او نسبت مي‌دهند. وي در ادب، دين، فقه، رياضي، نجوم و فيزيك دستي داشت. شيخ بهايي چندين كتاب به‌نام "نان و حلوا"، "شير و شكر" و... دارد كه مشتمل بر اشعار فارسي است. عنوان سخنراني من ـ حكمت يونيان و حكمت ايمانيان ـ از اشعار كتاب نان و حلواي او گرفته شده است. نان و حلوا اشاره به نعمت‌هاي فريبنده دنيوي است. در آنجا شيخ بهايي به پيروي از مولوي ما را دعوت مي‌كند كه نوعي از حكمت را كه او حكمت يونانيان مي‌خواند فرونهيم و نوع ديگري از حكمت را برگيريم كه او آن را حكمت ايمانيان مي‌نامد:

  چند و چند از حكمت يونانيان                            حكمت ايمانيان را هم بخوان

  روايتي است كه پاره‌اي از محدثان از پيامبر آورده‌اند كه "باقيمانده غذاي مومن شفاست." شيخ بهايي به اين روايت اشاره مي‌كند و مي‌گويد كه پيامبر اسلام گفت كه باقيمانده غذاي بوعلي و ارسطو شفاست؟ شما كه پس‌مانده‌هاي فكري آنها را مي‌خوريد شفاي روحي پيدا نمي‌كنيد. آن حكمت يونانيان است و حكمت يونان [ديگر] كافي است، امت اسلام و تمدن
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 12:30  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

علل افت تحصيلی دانش آموزان در درس فلسفه و منطق

و ارائه راهكارها

1ـ نداشتن پيشينه ذهنی در ارتباط با اين درس كه دروس فكری با مبانی تعلقی و گاه انتزاعی می باشند.

2ـ عدم قدرت مانور دانش آموزدر منطق عموما و درس فلسفه حداقل تا « شهيد راه حكمت» برای مشاركت و همياری در كلاس، پس تنها مستمع خواهد بود.

3-محتواي كتاب فلسفه در بعضي از درس ها سهل و قابل فهم نمي باشد مثل درس ارتبط فلسفه و علوم انساني

4-زياد بودن حجم كتاب منطق

5-كم بودن ساعت درس منطق

6-در كتاب هاي درسي ديگر بارها تجديد نظر صورت پذيرفته و كتاب ها از نظر شكل و محتوا به روز شده اند اما متاسفانه چنين تغييري در كتاب هاي فلسفه و منطق ديده نمي شود.

7-دوره هاي ضمن خدمت براي معلمان اين دروس و نوين شدن اطلاعات آنها وجود ندارد.

 

راهكار ها

1-چون حجم درس منطق زياد است پيشنهاد مي شود كه به دو قسمت و در سال دوم و سوم تدريس گردد و به حجم تمرينات ان اندكی اضافه شود.

2ـ پيشنهاد می گردد كه فلسفه پيش دانشگاهی به شكل نوين همراه با تمرين و پرسش بازنويسی شده به دو قسمت تقسيم گردد و در سال سوم و پيش دانشگاهی تدريس گردد و فلسفه سال سوم در حد بسيار ساده و ابتدايی كم حجم بازنويسی شده و در سال دوم تدريس گردد.

3ـ تدارك دوره های ضمن خدمت برای معلمان در وقت های مناسب.

                                         بهنام سليمي دبير فلسفه و منطق                                  

                                                 دبيرستان قدس شاهد

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 10:51  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

« مابعد الطبيعه در دورانهای مختلف »

مابعد الطبيعه به عنوان بخشی از فلسفه مطرح می شود. دو قسم ما بعد الطبيعه داريم؛ 1ـ به عنوان امور عامه ( الهيات بالمعنی الا عم ) 2ـ به معنای اخص ( خداشناسی)؛

موضوع هر عملی عبارت است آن چيزی كه ما از عوارض ذاتی آن بحث می كنيم.

در دوره های مختلف نگرشهایمختلفی نسبت به ما بعد الطبيعه وجود دارد.

بنابر نظر ارسطو ، موضوع مابعدالطبيعه عبارت است  از موجود از ان حيث كه موجود است.

در دوران جديد، براي فيلسوفانی مثل دكارت و دكارتيان[اسپينوزا، لايب نيستی و ...] موضوع فلسفه جوهر است. به نظر دكارت سه قسم جوهر داريم ، خدا ( كمال ) ، جهان ( بعد و امتداد) و انسان يا من (فكر ). به نظر اسپينوزا يك جوهر داريم و آن خداست و دوتايی بعدی حالات و صفات جوهرند. به نظر كانت ؛ موضوع ما بعد الطبيعه ديگر وجودشناسی (انتولوژي) نيست ، بلكه شناخت شناسی (اپيسمتولوژی ) است. و تحت اين سوال مطرح می شود كه ما چه ميتوانيم بدانيم؟

اما هايدگر دوباره موضوع مابعد الطبيعه را به وجود شناسی بر ميگرداند اما نه معناي جهان شناسي ارسطويي ؛ به قول هايدگر ارسطو با اينكه موضوع مابعد الطبيعه را وجود مطرح كرده است اما سراغ بحث مقولات (كاتگوريا) كه مربوط به ماهيت است نه وجود مي رود.

به نظر هايدگر موضوع مابعد الطبيعه وجود است ، اما مفهوم وجود با عدم همراه است .

به همان اندازه كه وجود آشكار است، به همان اندازه پنهان است لذا موضوع ما بعد الطبيعه تحليل وجود انسان است. نزديكترين وجود به ما انسان است، وقتي انسان را بررسي مي كنيم موجودي است كه داراي امكاناتي است و مي تواند آنها را انتخاب كند.فرق انسان با موجودات ويگر در همين انتخاب است.و اگر چيزي باعث شود كه انسان انتخابهاي اصيل نداشته باشد؛ مانند حجابي است كه انسان را از خودش دور مي كند و به نظر او امروز تكنولوژي به جاي انسان انتخاب مي كند.

براي گروههاي ديگر فلاسفه ؛مسايل ديگري مطرح است. مثلا گروهي فيلسوفان تحليلي ( فلاسفه ؛ مسايل تطبيقي هستند. گروهي نيز پوزيتويسم هستند.و در هر دوره نيز جريانهاي مخالف و برانداز مابعدالطبيعه نيز وجود داشته است.

براي مثال نيچه ،جريان براندازي مابعدالطبيعه دارد.

و مابعدالطبيعه رقباي سرسختي نيز دارد از جمله دين و علم.

                                   خانم ثريا زرساو

                                    دبير درس فلسفه و منطق دبيرستان الزهرا

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 10:30  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

 

علل اجمالي افت تحصيلي در درس فلسفه و منطق سال سوم دبيرستان

1-نا آشنايي دانش آموزان با مفاهيم،اصطلاحات،و نحوه استدلال عقلي در پايه هاي مختلف تحصيلي از ابتدايي تا پايه سوم دبيرستان، نقش تعين كننده اي در افت تحصيلي دارد؛ چرا كه دانش آموز به هيچ نحوي از انحاء، نه تنها با مباحث فلسفي و مفاهيم منطقي مواجه نمي شود بلكه حتي با شيوه استدلال منطقي يا بكار گيري اين شيوه در استدلالهاي مطرح شده در دروس مختلف در ساليان متمادي تحصيل، برخورد نمي كند؛ از اين رو بدون هيچ ذهنيت مثبتي براي بار اول و چه بسا آخرين بار با منطق و فلسفه مواجه مي شود.اين در حالي است كه سن استدلال در همان سنين ابتدايي در كودك شكل مي گيرد.

2-بواسطه شيوه و سبك تدوين و تاليف كتاب درسي فلسفه و منطق كه سبكي سنتي است، عملا دانش آموز در كلاس درس منفعل است. لذا تلاش دبير  براي فعال كردن دانش آموزان و درگير كردن آنان در فرايند آموزش به نتيجه مطلوبي منجر نخواهد شد.

3-ادغام ساعت درسي فلسفه و منطق و كافي نبودن آن(3 ساعت در هفته براي هر دو درس).

4-برگزاري آزمون هر دودرس توامان و در نظر گرفتن 20نمره براي آن دو، عملا استقلال درس فلسفه و منطق را به عنوان دو درس خدشه دار كرده است. اين شيوه به دانش آموز القا مي كند كه منطق تنها در خدمت فلسفه است! در حالي كه دانش آموز نقش و حضور منطق را در درس فلسفه سال سوم چندان برجسته و اساسي نمي يابد.

5-با وجود انتقادهايي كه بر منطق صوري ونيز مطالب مطرح در فلسفه سال سوم وارد شده است، اما در كتاب درسي هيچ اشاره اي به اين انتقادها نشده است واين خود نقض غرض است؛. چرا كه دانش آموز در مقام عمل با تمرين ذهني مواجه نمي شود. لذا  توانايي عقلي خويش را در رسيدن به نتايج دخيل نمي يابد، بلكه كتاب از همان آغاز، رسيدن به نتيجه از پيش تعين شده را براي وي رقم زده است.

6-عدم برگزاري دوره هاي آموزشي ضمن خدمت، جهت دانش افزايي دبيران محترم وعدم آشنايي آنان با شيوه هاي نوين تدريس.  

7-محتواي كتاب درسي فلسفه سوم كه به تاريخچه ظهور فلسفه  و فيلسوفان باستان اختصاص يافته است،بدون اينكه كمترين توجهي به فلسفه در دنياي معاصر و نقش آن در حيات سياسي ، اجتماعي و علمي كنوني جامعه اي كه فرا گير در آن بسر مي برد داشته باشد؛ازاين روست كه فراگيران بلافاصله از چرايي و فلسفه وجودي فلسفه و منطق در مدارس مي پرسند.

                                                                   

عرفان زمردي

سرگروه آموزشي فلسفه ومنطق شهرستان پاوه

آبان 1386


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 9:58  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

هوالحكيم

آسيب‌شناسي درس فلسفه                                        بهمن عزيزي*

     چرا بسياري از دانش‌آموزان به درس فلسفه علاقه‌مند نيستند؟چرا آن را درسي دشوار مي‌پندارند؟چرا نهايتاً خودرا ناچار به حفظ مطالب درس مي‌دانند؟چرا افت تحصيلي در اين در بيشتر است؟چرا دانش‌آموزان بين فلسفه و زندگي فاصله زيادي احساس مي‌كنند واصولاً آن را مرتبط با زندگي خود نمي‌پندارند؟چرا دانش‌آموزان قدرت استدلال لازم ندارند؟

     اين سؤالات گوشه‌اي از سوالاتي هستند كه به كرات ممكن است در ذهن هريك از همكاران در امر تدريس درس فلسفه شوند،اما پي‌گيري اين موضوعات به درحد مطلوب صورت نگرفته‌است.چه بسا بيشتر در باره اين مسائل و ارائه راهكارها و پيشنهادها از جانب همكاران آموزشي مي‌تواند راهگشاي بسياري از مشكلات موجود باشد.

     اين نوشتار نگاهي است به بررسي مشكلات مطرح شده وبيان آسيب‌هايي است كه در تدريس فلسفه وجود دارد.نقطه شروعي براي بررسي وضعيت موجود است.

      به طور كلي موانع و مشكلات موجود در يادگيري اين درس را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد:

1- موانع محتوايي                                2- موانع آموزشي

موانع محتوايي

     به طوركلي هنگامي كه ازفلسفه بحث مي‌شود دو تعريف از فلسفه وجود دارد،يكي فلسفه به عنوان تفكر و انديشيدن ويا انديشه‌اي كه بر مبناي تبيين عقلاني مي‌باشد و دوم مجموعه ديدگاه‌هاي فلاسفه‌ي جهان كه در طول تاريخ بيان شده‌اند.هم‌چنان‌كه كانت مي‌گويد:«فلسفه انديشيدن است نه تعليم انديشه‌ها».واقعيت امر نيز چنين است.تاريخ فلسفه تاريخ كساني است كه در باره‌ي هستي انديشيده‌اند.فلسفه جست‌جوي انسان ها به دنبال حقيقت است،كاوشي است كه درپي يافتن پاسخي عقلاني به چراهاي مختلف انسان است.چراهايي كه ريشه در حيرت دارند،حيرتي كه از همان آغاز كودكي همراه انسان است.

      بارها ديده‌ايم و مي‌بينيم كه كودكان بيشتر از هركس سوال مي‌كنند و هر موضوعي را كه با آن برخورد مي‌كنند مورد پرسش‌هاي خود قرار مي‌دهندپرسش‌هايي كه دربردارنده‌ي چراهاي مختلفي است كه اساس تفكر فلسفي است.حال اين سوال مطرح است كه در نظام آموزشيِ ما،كودكان تا چه حد پرسشگر بار مي‌آيند؟وبا اين‌كه آيا زمينه‌هايي فراهم شده‌است كه كودكان به پرسشگري خود ادامه داده و به پاسخ چراهاي خود برسند يا اين‌كه در نظام آموزشي موجود موضوعي به‌نام «تفكر انتقادي» وجود دارد؟.

     با اندكي تأمل و نگاهي مجمل و كلي به محتواي درسي درس فلسفه اين موضوع به روشني و وضوح مطرح است كه محتواي دروس فلسفه سال سوم انساني و فلسفه پيش‌دانشگاهي چيزي جز مجموعه‌اي از حفظيات و بخشي از آراء فلسفي نيست كه از جانب گذشتگان فلاسفه مطرح شده و با زندگي دانش‌آموزان نامأنوس است و چه‌بسا يكي از مهم‌ترين عامل كم‌علاقه بودن دانش‌آموزان به اين درس درمرحله اول مناسب نبودن زمان آموزش آن ازيك طرف و از طرفي ديگر انتزاعي بودن بسياري از مطالب درس باعث دشواري شده‌است.

موانع آموزشي

     براساس بررسي‌هاي به عمل آمده شمار بسياري از دبيران اين درس تخصص لازم را ندارند.به اين معني كه رشته تحصيلي آنان فلسفه نيست و مسلماً اين امرباعث مي‌شود ميزان توجه به تدريس بهتر و علاقه لازم به آن كاهش يابد وگاهي به ندرت مشاهده مي‌شود كه دبيران مربوطه به دليل عدم علاقه به اين درس نه تنها دانش‌آموزان را تشويق نمي‌كنند بلكه حتي فلسفه را موضوعي غيرضروري و درحاشيه زندگي محسوب مي‌كنند.

     دانش‌آموزي كه يادگيري فلسفه را در سال سوم دبيرستان شروع مي‌كند هيچ شناخت و پيش‌نيازي در اين زمينه ندارد و به تعبيري ديگر يادگيري اين درس از لحاظ سني با تأخير صورت مي‌گيرد در حالي‌كه مناسب‌ترين سنين آشنايي با شيوه‌هاي تفكر و استدلال كه ازاهداف مهم آموزشي دروس فلسفه و منطق است دوره‌‌ي كودكي و نوجواني است.به همين خاطراست كه در بسياري از كشورهاي دنيا طرح «فلسفه براي كودكان »((philosophy for childrenمتناسب با سن آن ها است و موضوعات تفكربرانگيز در قالب طرح داستان‌هاي مختلف و برگزاري حلقه‌هاي كندوكاو فكري انجام مي‌شود.اما متأسفانه چنين اقدامي در ايران آن‌ هم در نظام آموزشي هنوز شروع نشده و حتي رسماً بحثي‌از آن به ميان نيامده است.

      ساعات تدريس فلسفه در دوره پيش‌دانشگاهي با توجه به محتواي سنگين كتاب وبا توجه به ترمي و نيمسالي بودن اين دوره ارائه‌ي آن در يك ترم مطلوب نيست و پيشنهاد مي‌شوداين درس در طول دو نيمسال ارائه شود.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*سرگروه آموزشي فلسفه و منطق شهرستان پاوه      

  

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 23:8  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

باسمه تعالي

جوابيه گروه فلسفه و منطق سازمان آموزش و پرورش استان كرمانشاه

سلام عليكم

عطف به نامه شماره 470/1418-5/2/85ضمن تشكر از بذل توجه و عنايت گروه فلسفه‌ومنطق آن منطقه نسبت به فعاليت‌هاي گروه فلسفه‌ومنطق استان،به استحضار مي‌رساندكه در پاسخ به موارد ذكر شده در نامه فوق‌الاشاره لازم است مطالبي را متذكر شود.

اولاً:درخصوص ارتباط اين گروه بانواحي ومناطق كه صرفاً از طريق مكاتبه يا تلفن بوده است تاحدودي مورد قبول است‌وليكن اين گروه به دليل بضاعت مالي و امكانات ديگر نتوانسته است جلسات حضوري تشكيل دهدكمااينكه درطي شش‌ماه طرح توجيهي‌و اجرايي گردهمايي يكروزه استاني را تهيه وبراي تامين اعتبارات آن از طريق سازمان اقدام نمود كه به دليل عدم وجود بودجه مورد پذيرش سازمان واقع نشد.

ثانياً:طرح مسابقه كتابخواني كه از طريق دبيرخانه كشوري پيشنهاد و توسط گروه فلسفه‌ومنطق اجرا گرديد.كه جهت تصحيح و اعلام نتايج به دبيرخانه ارسال شد ونتايج آن طي شماره 403/4699/691-6/2/85در تاريخ 18/2/85به اين گروه واصل شده است كه متعاقباً طي نامه رسمي به آن منطقه اعلام خواهد شد.

رابعاً:اين گروه و ديگر گروههاي در سي استان درسنوات قبل ازمناطق ونواحي استان بازديد كامل داشته ونتايج آن را تهيه وگزارش نموده‌اندكه در سال 1383نيز اين گروه ازپاوه وجوانرود ديدار داسته است.ليكن به علت كمبود اعتبارات سازمان بازديد از نواحي و مناطق در سال تحصيلي85-84 مسكوت‌عنه شد.

خامساً:از طرح ايجادوبلاگ اينترنتي آن منطقه تشكر به عمل مي آيد و جهت اطلاع و استفاده همكاران طي‌نامه رسمي اعلام مي‌گردد.

درپايان لازم به ذكر مي‌باشد اين گروه توقع داشت كه آن سرگروه محترم همانند ديگر مناطق،خود ارتباط حضوري را با اين گروه حفظ مي‌نمود .چ/19/2

                                گروه آموزشي فلسفه‌ومنطق استان كرمانشاه 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درپاسخ نامه فوق لازم است نكاتي يادآوري شود:

1-جاي بسي تاسف است كه بسياري از طرح‌ها وبرنامه هاي آموزشي كه جهت بهبود كيفيت آموزش پيشنهاد مي‌شوند قبل‌از اجرا قرباني كمبود بودجه و اعتبار مي‌شوند.

2-آدرس وبلاگ گروه‌فلسفه‌ومنطق شهرستان پاوه طي نامه‌اي در بهمن ماه 84 به سازمان ارسال شده ،كه اعلام آن ازجانب سازمان به آينده موكول شده است در حاليكه سال تحصيلي جاري به آخررسيده است.

3-ارتباط حضوري با گروه فلسفه‌ومنطق استان به دليل همزماني برنامه كاري امكان‌پذير نيست.هماهنگ وفراهم كردن اين‌گونه ارتباطات به عهده سازمان است.       سرگروه فلسفه‌ومنطق شهرستان پاوه-ارديبهشت۸۵ 

 |+| نوشته شده در  جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 11:12  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

ازآن جايي كه نقش گروههاي آموزشي كيفيت بخشي بر روند آموزش مي باشد،لازم است كه مسؤلين اين ا‌ مر توجه لازم را در اين زمينه بعمل آورند.اين نوشته نقدي است بر عملكرد گروه فلسفه ومنطق استان كه اميد است مورد توجه قرار گيرد. مهم ترين انتقادي كه بر اين گروه وارد است اين است كه اين گروه در طول سال جاري صرفا مجري محض بخشنامه‌هايي بوده است كه از دبيرخانه كشوري ارسال شده است ومتاسفانه هيچ طرح وپيشنهادي ارائه نشده است.ودريغ از يك گردهمايي كه گروههاي استان بتوانند جهت تعامل و ارتباط هر چه‌بهترگرد هم آيند.نكته ديگر اينكه عملكرد گروههاي ساير مراكز در سطح استان متاسفانه منعكس نشده است.به عنوان مثال گروه فلسفه شهرستان پاوه ضمن ارسال مقالات متعدد اقدام به طراحي وبلاگ آموزشي كرد،تا زمينه مناسبي جهت ارتباط هرچه بيشتر همكاران در سطح استان باشد ،كه متاسفانه نه تنها مورد بي توجهي قرار گرفت،بلكه آدرس آن از طرف سازمان به ساير شهرستان ها اعلام نشده است.موضوع ديگركه لازم به يادآوري است اين است كه نتيجه مسابقات كتابخواني دبيران اين گروه باگذشت حدود دوماه هنوز اعلام نشده است.انتقاد ديگر اينكه سولات خرداد84درس فلسفه پيش‌دانشگاهي كه موردبررسي قرار گرفته است.بازخورد نشده اند وفقط امتيازماخوذه ارسال شده است ،درحاليكه انتظار مي رفت كه ضمن بازخورد سوالات هرمنطقه نمونه اي از سوالات برگزيده جهت اطلاع هرچه بيشتر ارسال مي شد. نكته ديگركه قابل يادآوري است اين است كه جاي بازديدازمناطق خالي بود.اين نوشتارگوشه اي از گله هاو انتقادات دوستانه بود كه اميد است بدون پاسخ نماند. باتشكرواحترام-بهمن عزيزي سرگروه آموزشي فلسفه و منطق شهرستان پاوه-فروردين85

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 7:24  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

قابل توجه خوانندگان عزيز:

اين وبلاگ در نظر دارد درمورد موضوع خاستگاه فلسفه اسلامي نظرسنجي كند لذا از صاحب نظران و خوانندگان محترم درخواست مي شود كه ديدگاه خود را در اين زمينه در قسمت «نظربدهيد» مطرح كرده تادر صفحه وبلاگ نمايش داده شود.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1384ساعت 22:30  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

                                                                                         

                                  

                               جملاتي چند از فلاسفه جهان(1)

 

آزادي

-افراط در آزادي در بين افراد يا در كشور به بردگي مي‌انجامد و شديدترين نوع استبداد از افراطي‌ترين نوع آزادي پديد مي‌آيد،وقتي آزادي افسارگسيخته شود استبداد نزديك مي‌شود.            سقراط                                                        

-آزادي تلاش خردمندانه‌ي آدمي از جستجوي علت حادثه هاست.

                                                                                          هربرت‌ماركوزه

اخلاق

-دشمنان خود را با اخلاق نيكو رام سازيد و نپسنديد كه در ساعات ذلت تني چند از خفت وخواري شما خوشحال گردند.                                                سقراط

-چنان باش كه بتواني به هركس بگويي«مثل من رفتار كن».                     كانت

-در طبيعت‌‌و‌اخلاق‌انساني هيچ ضعف و انحرافي نيست كه با تعليم مناسب اصلاح نشود.                                                                                               بيكن

عقل

-خردمندآنچه‌را مي‌داند نمي‌گويدو آنچه‌را كه بگويد مي‌داند.                     ارسطو

-از استادم پرسيدم از مردمان كه عاقل‌تر است؟گفت:آن‌كس كه كم گويدو بيش بشنود و بسيار داند.                                                               بزرگمهر حكيم

دانايي و ناداني

-به‌دنيا‌نيامدن بهتر از تعليم نيافتن و نادان ماندن است زيرا جهالت ريشه‌ي همه‌ي‌بدبختي‌هاست .                                                                    افلاطون

-هركس عادت كند بدون دليل هرسخني را باوركند از صورت‌انساني خارج‌است.                                                                              ابوعلي‌سينا 

-گرفتاري دنيا در اين است كه نادان از كار خود اطمينان دارد و دانا از كار خود مطمئن نيست.                                                        برتراند راسل                                                                                                                                                                                                                                                   

                                   

                                        

 

 

                                        

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 19:17  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

خورشيد شرق ناميراست

 

به بهانه‌ي كار نابخردانه و كاريكاتورهاي وقيحانه

 

به محض نشر خبر افكاري پريشان و سست‌مايه كه ناشي از بي‌خردي و عدم آگاهي از آخرين برنامه آزادي‌بخش و انسان‌نواز آسماني‌(اسلام)‌ازسويي و جفاكاري به دستمايه‌‌‌‌ي نسل‌ها و عصرها براي بهترزيستن و باهم‌زيستن‌(دموكراسي‌وآزادي‌بيان) از ديگر سو مي‌باشد.

خلجان درون وادارم مي‌كرد كه قلم به دست گيرم و بنويسم،اما آنچه بعداز اين‌نشر ناميمون پيش‌آمد گويي مرا از نوشتن بازمي‌داشت.

ديدن‌مداوم حركت‌هاي خودجوش‌وخروش از سر سوز ياران و ياوران‌«رَحْمَةً‌لِلْعالَمِين‌» در گستره‌ي گيتي پرده‌ي اشك را بر‌چشم مي‌كشيد و حالتي ايجاد مي نمود كه عجز قلم را در برابر قدم و ناتواني عبارت در مقابل اشارت نشان مي‌داد،به‌تعبير آن تربيت يافته مكتب‌محمدي :

صدهزاران گرصف زنند          جمله محتاجان چشم روشن‌اند

اما تاكيد‌بر تكثير آن بي‌حرمتي در روزهاي بعد تاب از دل و توان از كف ربود،مثنوي را گشودم مولانا مي‌سرود:

چونكه من از خال خوبش‌دم زنم     نطق مي‌خواهدكه‌بشكافدتنم

پس بگذار بگوييم و بنويسيم و بگويند و بنويسند كه:

1.محمد‌امين(ص)‌پيام‌آور قسط و عدل است در زمين،او پيامبر آشتي است‌ و ‌برگزيده ‌بختيار پروردگار كه در كمال قدرت چون درياي جَود بر بخشش و عفو مي‌افزود.

2.محمد(ص)‌خاتِم و خاتَم آدم ابوالبشر،ابراهيم نمرودستيز،موساي‌طور و عيساي‌بصير و برده‌نواز كه شهر آزادي و آگاهي و داد(مدينه نبي)را بنياد نهاد و دانشي مردان و زنان متقي و با ايمان در دانشگاه هميشه پويا و پايا تربيت نمود.

3.لاجرم برساحت پاك رسول آزادي و آزادگي باهيچ روي و راي نمي‌توان تعدي نمود چراكه اندودن خورشيد با گِل پاره هاي جهل ميسر نخواهد بود.

اي ضياء‌الحق‌حسام دين‌ودل      كي توان اندود خورشيدي به گل

قصد كردستند اين گل  ‌پاره‌ها            كه بپوشانند خورشيد تو را

در دل كه لعل‌ها دلال توست         باغ‌ها از خنده مالامال توست

محرم مرديت را كو رستمي             تا ز خرمن يكي جو گفتمي

 

 

پاوه-20بهمن 84

حبيب‌الله مستوفي

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 18:57  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

 

 

قابل توجه همكاران محترم گروه فلسفه و منطق:

دومين جلسه گروه آموزشي جهت بررسي سؤالات نوبت اول روز دوشنبه تاريخ ۱/۱۲/۸۴ درسالن جلسات مديريت آموزش وپرورش پاوه برگزار مي شود .ازكليه همكاران محترم درخواست مي شود كه در اين جلسه حضوربه هم رسانيد.باتشكر -سرگروه آموزشي فلسفه و منطق

 |+| نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1384ساعت 16:16  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

جهت اطلاع همكاران محترم گروه گزارشي از فعاليت هاي سه ماهه سال تحصيلي     85-84گروه آموزشي فلسفه و منطق ارائه مي شود :

1-بررسي تعين صلا حيت علمي دبيران گروه

2-بازديد از مدارس جهت بررسي كيفي آموزش و تدريس

3-تشكيل جلسه گروه همكاران گروه جهت بررسي ميزان علاقه دانش آموزان به فلسفه

4-انتخاب نمونه سوال برتر درس فلسفه پيش دانشگاهي خرداد 84وارسال آن به استان

5-تهيه و تنظيم مقالات علمي و آموزشي با عنوان :كاربرد نظريه هاي فلسفي در تدوين الگوهاي تدريس-معرفي كتاب هاي مرجع و كمك آموزشي درس فلسفه و منطق-آشنايي با طرح فلسفه براي كودكان

(p4c)

6-طراحي و ساخت وبلاگ گروه آموزشي فلسفه و منطق شهرستان پاوه و اعلام آدرس آن به سازمان و تمام مراكز آموزشي

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 20 بهمن1384ساعت 12:31  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

 

 

بارم بندي درس فلسفه (آشنايي با فلسفه اسلامي)

 

درس

نيمسالي

جبراني

فصل اول

1نمره

5/1نمره

فصل دوم

5/

5/

فصل سوم

5/1

2

فصل چهارم

2

5/2

فصل پنجم

1

1

فصل ششم

1

5/1

فصل هفتم

5/

1

فصل هشتم

2

2

فصل نهم

5/

1

فصل دهم

5/

1

فصل يازدهم

2

3

فصل دوازدهم

2

5/2

فصل سيزدهم

5/

5/

جمع نمرات

15

20

 

 بارم بندي درس فلسفه و منطق سال سوم علوم انساني

عنوان دروس

نوبت اول

نوبت دوم و شهريور

 

 

 

فلسفه

 

فلسفه چيست 1

2

 

5/2

فلسفه چيست 2

5/1

فلسفه چيست 3

5/1

آغاز فلسفه

2

1

شهيد راه حكمت

2

5/1

گوهرهاي اصيل و جاودانه

ــــــ

2

علت هاي چهارگانه

ــــــ

2

 

 

 

 

 

 

 

منطق

 

پيدايش و اهميت منطق

5/

 

25/1

علم و اقسام آن

1

فكر و خطاي آن

5/1

مبحث الفاظ

5/1

75/

مبحث تصور جزئي و كلي

5/2

25/1

مبحث كليات خمس

2

5/1

تعريف

2

مبحث قضايا

ــــــــ

2

احكام قضايا

ـــــــ

حجت يا استدلال

ـــــــــ

1

قياس اقتراني

ـــــــــ

5/1

صورت و ماده ي قياس

ــــــــــ

75/

صناعات خمس (1)

ـــــــــــ

5/

صناعات خمس (2)

ــــــــــ

5/

جمع

 

20

20

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 17:34  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

همكاران محترم جهت پربارشدن اين وبلاگ با ارسال مقالات خود در زمينه موضوعات زير مارا ياري دهيد:

۱-بررسي كتب درسي فلسفه و منطق

۲-طرح درس

۳-مقالات علمي در زمينه موضوعات كتاب

۴-تجربه هاي روش تدريس

۵-پيشنهادات و راهكارهاي بهينه كردن روش تدريس

۶-نمونه سؤالات استاندارد

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1384ساعت 0:31  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

 

 

َبنام آنكه جان را فكرت آموخت

 

چرا فلسفه بياموزيم ؟       نگارنده-شادروان عطاءمرادي(۱

 

در فلسفه سال سوم دبير ستان و در مبحث آغاز فلسفه ، كوتاه و مجمل در باره ريشه و علت ظهور انديشه هاي فلسفي در زندگي بشر مطالبي بيان شده است . اما در فلسفه دوره پيش دانشگاهي خيلي واضح اين سوال مطرح شده است كه چرا فلسفه بياموزيم ؟ مطالب مفيدي هم در جواب سؤال مذكور بيان كرده است .جهت تكميل بحث كتاب وشرح وتوضيح بيشتر آن و نيز با هدف ايجاد انگيزه بيشتر در خواندن فلسفه مطالبي با استفاده از منابع معتبر گردآوري ،وبه صورت خلاصه در مقاله حاضر ارائه   مي گردد،اميد است كه مورد استفاده همكاران و دانش آموزان عزيز قرار گيرد.

از زمان تكوين انديشه هاي نانوشته بشر در ابتداي تاريخ تا به امروز به تفسير جايگاه بسياري از موجودات هستي دست يافته است ،همواره سؤالاتي درباره راز اسرار آميز حيات جهان و انسان وجود داشته و دارد كه فلسفه ريشه در بررسي و پاسخ گويي همين سؤالات دارد.سؤالاتي ازقبيل اينكه:بشر چيست وكيست ؟ جهان چگونه به وجود آمده است؟آيا پس از مرگ حياتي هست ؟چگونه بايد زيست؟و......

آيا كسي پاسخ اين پرسش ها را مي داند ؟اگر بپرسيم مهم ترين چيز در زندگي چيست؟جواب هاي متفاوتي مي شنويم .در جواب ،كسي كه سخت گرسنه است خواهد گفت :غذا،كسي كه خيلي سردش است ،مي گويد :گرما،كسي كه از تنهايي رنج مي بردخواهد گفت :مصاحبت با ديگران .ولي اگر اين نيازهاي اوليه برآورده شد،آيا چيزي مي ماند كه انسان بدان نيازمند باشد؟فيلسوفان مي گويند :بلي.به عقيده آن ها انسانم نمي تواند تنها در بند شكم باشد وهميشه سرگرم زندگي عادي و روزانه خود باشد،بلكه يك چيزديگر هم هست كه همه لازم دارند و آن اين است كه بدانيم ما كيستيم ودر اينجا چه مي كنيم و معناي زندگي ما چيست؟

پاسخ اين سؤالات اساسي در دائرة المعارف ها يافت نمي شود ،اما بررسي اعتقادات ديگران مارا ياري مي رساند .بسياري از معماهاي كهن جهان را علم(علم تجربي ومتافيزيك)تاكنون پاسخ داده است.بنظر فيلسوفان يوناني حيا ت بشر چنان حيرت انگيز بود ،كه پرسش هاي فلسفي خودبه خود مطرح شده ومي شوند وبايد آن ها را پاسخ داد .متفكربودن بشر ازيك سو و رازهاي شگفت انگيز هستي از سوي ديگر ،انسان را همواره در قلمرو متافيزيك ماندگار خواهد كرد.

يوستين گُردِردركتاب خود به نام «دنياي سوفي»در اين باره مثال جالبي مي آورد:«هنگامي كه تردستي شعبده بازي را مي نگريم،نمي دانيم اين كارها را چگونه انجام مي دهد ،پس مي پرسيم چطور توانست از دو دستمال ابريشمي خرگوش زنده اي را بيرون آورد؟شعبده باز كلاه را نشان تماشاگران مي دهد كلاه كاملاً تهي است ولي ناگهان خرگوشي از آن مي جهد.بسياري از آدمها به جهان با ديده  تعجب و ناباوري همسان مي نگرند.درمورد خرگوش خوب مي دانيم كه شعبده باز به ما حقه زده است و دلمان مي خواهد بفهميم كه اين كار را چگونه انجام داد ،ولي در مورد جهان موضوع كمي متفاوت است ، مي دانيم كه جهان چشم بندي و نيرنگ نيست ،چون خودمان در آنيم و بخشي از آنيم .در واقع ما خود خرگوش سفيدي هستيم كه از كلاه بيرون مي آيد .تفاوت ما و خرگوش اين است كه خرگوش نمي داند در ترفند شعبده بازي شركت دارد ولي ما مي دانيم درچيزي مرموز شركت داريم ،و مي خواهيم از ساز و كار آن سر در آوريم ،شايد هم بهتر باشد كل جهان كائنات را به آن خرگوش تشبيه كرد و ما انسان ها موجودات ريزي هستيم در لابلاي موهاي خرگوش و فيلسوفان كساني هستند سعي دارند از اين موهاي نازك بالا روند و مستقيم در چشم شعبده باز بنگرند.

خلاصه مي كنم خرگوشي از كلاه شعبده باز در مي آيد،ازآنجا كه خرگوش (هستي)بي اندازه بزرگ است اين شعبده بازي ميلياردها سال طول مي كشد ؛آدميزاد درنوك موي نازك اين خرگوش چشم به جهان گشود وبه همين جهت از نا ممكني اين تردستي حيران است،ولي رفته رفته كه پا به سن مي گذارد ،از موها پايين و پايين تر مي خزد و در همان جا باقي مي ماند وديگر خود را به خطر نمي اندازد و به نوك شكننده مو نزديك نمي شود و در نتيجه زياد هم دچار حيرت نمي شود و ديگر جهان را عادي مي بيند .و فقط فيلسوفان هستند كه تن به اين راه پر مخاطره مي دهند و دورترين زواياي زمان و هستي را مي كاوند و در نهايتِ حيرت و تعجب فرياد مي زنند«اي مردم ما در فضا ودر وسط زمين و هوا معلق هستيم» اما كسي اين پايين ها به آنها اعتماد نمي كند و در بين خود مي گويند چه انسانهاي مزاحمي ،وبه عادات هميشگي خود ادامه مي دهند.امروز چه غذايي بخوريم ؟سهام شما امروز چقدر بالا رفته است؟گوجه فرنگي امروز كيلويي چند است؟شنيده ايد پرنسس دايانا دوباره آبستن شده است؟و……»

تنها چيزي كه نياز داريم تا فيلسوف شويم قوه شگفتي است .كودكان اين قوه را دارند ولي هر چه بزرگتر مي شوند قوه شگفتي خود را از دست مي دهند.زيرا كم كم به جهان عادت مي كنند .فيلسوفان و كودكان وجه مشتركي دارند و آن اين است كه فيلسوف همچو كودك سراسر عمر خود حساس وحيران مي ماند .فيلسوفان سعي دارند قوه شگفتي دوران كودكي مارا به ما باز گردانند،چيزي كه در كنه وجودمان به ما مي گويد«حيات راز بزرگي است».فيلسوف هيچگاه به طوركامل به اين جهان خو نمي گيرد،جهان در نظر او كمي نا معقول ،گيج كننده و اسرارآميز است.

فرض كنيم يك موجود فضايي ازكرات ديگر به زمين مي آيد چقدربراي ما عجيب و سؤال برانگيز است و چقدر موجب تفكر فلسفي ما مي شود.مگر نه اينكه ماهم براي او يك موجود فضايي ديگر هستيم ،چرا ازكنار خود،كه در واقع يك موجود مانند همان موجود فضايي هستيم به سادگي مي گذريم و عادي برخورد مي كنيم،اما فيلسوفان همه موجودات هستي را اسرارآميز مي بينند و عادي برخورد نمي كنند بااينكه مسائل فلسفي مربوط به همه ماست اما همه ما فيلسوف نمي شويم .

حقيقت اين است كه انسان ناگزيرازبكاربردن متافيزيك درگفته هاوداوري هايش هست. سخنان وداوري هاي ما دردل تقسيم بندي هايي قرارمي گيرد كه تبيين عقلاني ومعين كردن احكام آن ها به معناي دقيقش از وظايف مابعدالطبيعه است.به طور مثال وقتي كسي مي پرسد آيا راست است كه سعدي اين شعررا گفته است:

ابر و باد و مه وخورشيد و فلك در كارند           تا تو ناني به كف آري وبه غفلت نخوري

 

منظور اين شخص از راست بودن اين است كه آيا سعدي واقعاً اين شعر را گفته است.

واقعاً يعني چه؟چه چيزي را واقعيت مي گوييم؟آيا واقعيت خارج از ذهن وجود دارد ؟آيا واقعيت يعني وجود خارجي داشتن؟آيا جنس واقعيت خارجي مادي است يا غيرمادي؟چه ملاكي داريم كه فعلي را به فاعلي نسبت دهيم؟چگونه مي فهميم كه سعدي اين موضوع را گفته است؟…..

اين ها مهم ترين سؤالاتي هستند كه متا فيزيكي مي باشند.پرداختن به انديشه هاو بررسي هاي متافيزيكي محصول تفكر نست وانسان هم ذاتاً متفكر است وهر متفكر بصيري همين كه در تأملات و در داوري هاي خود عميق تر وبهتر نظركند خود را بيشتر وبيشتر سرگرم مابعدالطبيعه مي بيند .

مابعدالطبيعه انگيزه ايي جز انديشه دقيق و گريز از خامي و ساده لوحي ندارد.متافيزيك حاصل اوقات بيكاري و خيال پردازي فيلسوفانه نيست بلكه بناي رفيعي است كه حكيمان در لحظات ارجمند هوشياري و با كاوش در ريزترين وظريف ترين مسئله ها وانديشه ها آن را برپا كرده اند.بدون متافيزيك نه علم داريم ونه هيچ معرفت ديگري ودر واقع متافيزيك ما درهمه علوم است.به قول ملاصدرا بي بصيرتان ازانوار حكمت مي گريزند.آنان بي بهره ماندن خود از معرفت را بابهانه بي فايده بودن متافيزيك مي پوشانند،اما چگونه مي توان كسي رايافت كه منكر فلسفه باشد ولي خودش فيلسوف نباشد مگرنفي فلسفه جزباخود فلسفه امكان دارد؟

دكتر سروش در كتاب «علم چيست؟فلسفه چيست؟»مي افزايد:«حقيقت اين است كه ما متافيزيكي فكر مي كنيم ،متافيزيكي نظرمي دهيم ومتافيزيكي داوري مي كنيم.

ارسطو مي گويد:«اگر بايد فيسوفي كرد بايد فيلسوفي كرد واگر نبايد فيسوفي كرد بازهم بايد فيلسوفي كرد.يعني رد فلسفه هم با فلسفه امكان دارد ولاغير»

فلسفه در صدد شناخت كل هستي وارائه تصويري جامع و صحيح درباره ي جهان هستي است .مقصود از فلسفه شيوه ي انديشيدني است كه حدود ششصد سال قبل از ميلاد مسيح در يونان آغازشد.قبل از ظهور انديشه هاي فلسفي مردم پاسخ پرسش هاي خودرا در تفسيرهاي اساطير جست وجو مي كردند .اسطوره داستاني است كه در باره ي خدايان

واينكه حيات چرا به گونه اي است كه هست؟فيلسوفان كوشيدند ثابت كنند كه اين تفسيرها قابل اعتماد نيست.

مثلاً در اسطورهاي مغرب زمين معتقد بودند كه علت نباريدن باران اين است:كه ديوها گُرزِثور(Thor)راكه يكي ازخدايان بود،ربوده اند.چون علت رعدوبرق را تكان گرز مذكور توسط ثور مي دانستند،يا در مورد فصول سال معتقد بودند علت اينكه در زمستان طبيعت مي ميرد اين است كه گرزثور در سرزمين ديوان است ولي دربهار آن را باز مي ستاند.

اسطوره مي كوشد براي چيزي كه مردم نمي توانند بفهمند توجيهي بيافريند.فيلسوفان اوليه يونان بر اسطوره پرستي مردم وبراسطوره شناسي هومر خرده گرفتند،گفتندخدايان او همسان آدميزاد ودرست مانند آدميان خودخواه وغيرقابل اعتماد هستند و براي نخستين بار عنوان شد كه اسطوره صرفاًپنداشت بشر است.

درنظر سقراط وظيفه ي فيلسوف اين است كه حقايق ازلي وكلي را كه زير توده ي درهم و مشوش عقايد است كاوش كند.

باظهور فلسفه شرايطي فراهم شد كه مرد مي توانست بدون آنكه به اساطير كهن متوسل شوند ،سؤالات فلسفي رامطرح كنند.هدف فلسفه تحول شيوه ي فكر اساطيري به شيوه ي فكر تجربي و عقلي بود.هدف فيلسوفان يونان اين بود كه براي فرايندهاي طبيعي و غير طبيعي ،توضيح طبيعي وعقلاني ارائه دهند.موضوع فلسفه تمام هستي بود(طبيعي وغير طبيعي)ازجهت بررسي جايگاه وجودي آن.

خلاصه اينكه:انسان ذاتاًموجودي متفكر است،جهان براي او اسرارآميز است ودربسياري از اوقات در لحظات حيرت قرار مي گيرد،سوالاتي وجود دارند كه بايد جواب داد و بايد عقلاني انديشيد،بنابراين بايد فلسفه بياموزيم.

ِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ


۱)مرحوم عطا مرادی ازهمکاران زحمت کش ودلسوزدر عرصه تعلیم وتربیت بودند ومدتی سرگروه آموزشی فلسفه و منطق این شهرستان بودندکه در۱۳خردادسال۱۳۸۳درحادثه تصادف به رحمت ایزدی پیوستند.یادش گرامی و روانش شاد. 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 8 بهمن1384ساعت 21:7  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

براساس نظرخواهي از بسياري از دبيران درس فلسفه شمار زيادي از  دانش آموزان به اين درس و موضوع هاي فلسفي علاقه چنداني ندارندو يكي از مهم ترين عامل افت تحصيلي دراين درس عدم استقبال دانش آموزان ازاين درس است.

عوامل مهمي در اين بي علاقگي مي توانند نقش داشته باشند ازجمله:

۱-بسياري ازدانش آموزان براي يادگيري اين درس توجيه نمي شوند ودرحين

گذراندن اين درس به اهميت اين درس وميزان تاثير آن در رشد تفكر استدلالي و انتقادي آنان پي نمي برند وصرفا در اين فكرند كه اين درس را به هر نحو ممكن بگذرانند ودر آن نمره قبولي كسب كنند.

۲-بسياري ازمطالب درس به صورت انتزاعي مطرح شده اند و با افكار و زندگي و دنيايي كه دانش آموز در آن به سر مي برد فاصله دارند.

۳-ازآنجايي كه مهم ترين هدف آموزش فلسفه تقويت وهدايت تفكر استدلالي و انتقادي دانش آموزان است ،به نظر مي رسد كه براي تحقق اين هدف شروع آموزش فلسفه درسال سوم متوسطه بسيار دير است.

منتظر نظرات و پيشنهادات همكاران و صاحب نظران درباره اين موضوع هستيم.والسلام

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1384ساعت 0:23  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

گروه آموزشي فلسفه و منطق مديريت آموزش و پرورش پاوه در راستاي اطلاع رساني و ارتباط هرچه بيشتر با انديشمندان و صاحب نظران و همكاران محترم و همچنين جهت پاسخ گويي به سوالات دانش آموزان درزمينه فلسفه و منطق اقدام به طراحي اين وبلاگ كرده است،لذا ازكليه همكاران محترم جهت همكاري هرچه بيشتر دعوت به عمل مي آيد.واين وبلاگ ازآثار همكاران عزيز استقبال مي كند.همكاران عزيز مي توانند آثار خود را جهت انتشار در اين وبلاگ يابه آدرس پست الكترونيك نويسنده وبلاگ ويابه كارشناسي گروههاي آموزشي مديريت آموزش وپرورش پاوه ارسال نمايند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1384ساعت 7:41  توسط گروه آموزشی فلسفه و منطق  | 
 
  بالا